گفته بودم یه روز بهت تلافی در میارم
تلافیم اینه عزیزم کاری باهات ندارم
غروب عشقمون واسم چه با شکوه و سرده
برای من تولده برای تو غروبه
از این به بعد اسم ما رو جدا جدا میارن
آخه حساب عاشقی برات سوا می زارن
می تونی هر جا بشینی بگی که بر می گردم
اصلا خودت یه روز میای می گی که توبه کردم
اون روزا که چشمای من چشمه ی گریون بودن
داشتن برای این روزا ترانه می سرودن
گفته بودم یه روز بهت تلافی در میارم
تلافیم اینه عزیزم بعد از این کاری باهات ندارم
چقدر سخته تو چشای کسی که تمام عشقتو ازت دزدید
و به جاش یه زخم همیشگی رو به قلبت هدیه داد
زل بزنی به جای اینکه لبریز کینه
ونفرت شی فکر کنی که هنوزم دوسش داری
چقدر سخته دلت بخواد سرتو با به دیواری تکیه بدی
که یه بار زیر آوارغرورش تمام وجودت له شده
چقدر سخته تو خیالت ساعتها باهاش حرف بزنی
اما وقتی دیدیش هیچی به جز سلام نتونی بگی
چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه
اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه که هنوزم دوسش داری
چقدر سخته گل آرزوهاتو تو بغل دیگری ببینی
و هزار بار در خودت بشکنی و اونوقت
آروم و بی صدا زیر لب بگی گل من باغچه ی جدید مبارک
اگر گاهی ندانسته به احساس تو خندیدم
و یا از روی خود خواهی فقط خود را پسندیدم
اگر از دست من در خلوت خود گریه کردی
و یا بد کردم و هرگز به روی خود نیاوردی
مرا ببخش